✘ کاج برفی ✘

از تـبار ☂پایــیــز ☂ در دلــــ♥ِ زمستــان

منو مدرسه یهویی وار :دی

  • ۱۶:۳۲

عرضم به حضورتون که شب قبل تا ساعت 3 و نیم صبح بیدار بوده و درحال حل تست های زیست بودم و صبح هم ساعت 6 بیدار شدم و عازم مدرسه شدم .زنگ اول امتحان ریاضی داشتیم  پرده صماخ شیطون پاره! ریاضیم خوبه و نیازی به نگاه کردن کتاب نداشتم و تصمیم گرفتم بخوابم دوستان خر خون همگی جلوی تخته در حال کردن مسائل مختلف ریاضی بودن دوسه باری هم شنیدن که گفتن کوفتش شه نگاه چه راحت خوابیده!

از اونجایی که کمبود خواب داشتم با بی قیدی گرفتم رو میز ولو شدم و خوابیدم و از اونجایی که دوستان به من زیادی لطف دارن معلم که وارد کلاس شد به من نگفتن ! ظاهرا بعد از حضور و غیاب معلم زحمت کشید زد روی شونه ام و گفت بلند شو برو صورتتو آب بزن !

این از زنگ اول

زنگ دوم که دیدم اگه اینطوری پیش بره تا زنگ آخر در حال تلف شدن هستم تصمیم گرفتم به آرامی جیم بزنم و کیفو کتابو جمع کنم برم تو نمازخونه و به خواب نیمروزیم ادامه بدم بنابر این بیخیال یک نمره منفی درون دفتر دبیر فیزیک شدم و به سمت نمازخونه فرار را به قرار ترجیح دادم!

و اینگونه شد که کل زنگ دومو خوابیدم :)

زنگ سوم زبان داشتیم ! انقدر دبیر زبانمون چندشه ! منم همیشه سر کلاسش درحال چرت زدن هستم ! اصلا دست خودم نیست کلاسش واقعا کسل کننده اس ! مورچه ایکبیری (!) این قاعده از این زنگ مستثنا نبود همش داشتم چرت میزدم زهرا هم همش میزد به پهلوم و منو بیدار میکرد دیگ داشتم عصبی میشدم که خداروشکر زنگ خوردو این معلمه گورشوگم کرد

زنگ آخر زمین شناسی داشتیم معلمش عشقه به خدا اصلا نقطه مقابل دبیر زبان! منم تمام سعی خودمو کردم تا نخوابم :) و خداروشکر موفق شدم

زنگ خونه که خورد با امید اینکه میرم خونه میخوابم شاد و خوشحال رهسپار خونه شدم :) و از شانس زیبای من کلاس جبرانی خورد بهم و مجبور بودم 3و نیم برم آموزشگاه احسان!!!! یعنی بدشانس تر از من وجود داره؟! هووووف من آرومم :) هووووم خوشحالو شادو خندانم :)

کلاس جبرانی مربوط به درس شیمی  بود و مبحث درس این جلسه هم آلکان ها بودن! دبیر گرامی یه جورایی داشت زحمت میکشید درس های مربوط به شیمی آلی سال قبلو جمع بندی میکرد هر وقت میرسید به اتیل و متیل منم تیکه میپروندم اتل متل توتوله ! کل کلاس میرفت رو هوا :) به یه جایی رسیده بودیم که معلم گفت این مبحث واسه آلکن هاست باشه واسه جلسه بعد چون اسم نویسیشو قاطی میکنین من در اومدم گفت بچه ها آموزش اینکه حالِ گاو حسن چجوره باشه واسه جلسه بعد :) نگم براتون که علاوه بر کل دانش بیاموزان کلاس ، معلم هم شکمشو گرفته بودو داشت میخندید :) یعنی یه همچین بچه فانی هستم !!!

پ.ن.یک:دبیرستان مسخره اس یا من فقط احساس میکنم مسخره اس ؟! خدارو شکر که داره نفسای آخرشو میکشه

پ.ن.دو: رنگ بنفشی که توی عکسه خیلی خاص نیس به نظرتون :) ؟!

پ.ن.سه:مرسی بابت انرژِ روز افزونتون ! انگار نه انگار یه روزی اینجا رونقی داشت_ بازار میوه و تره باری بود _و محل کسب درآمد بود! انگار یه قرن پیش بود که اعلام کردن این وب جز وب های برتر ساله ! کجاست اون دوران !؟یا شما خنثی شدین یا قلم من دیگه کارامد نداره!

😂😘زهـــღـــرا 😊😍
خخخخخخ اخی نازی
:)
سیّد محمّد جعاوله
خیلی خوب بود.
سپاس :)
پریسا سادات ..
ههه
چه باحال بود.
واقعا بهترین وب بودی؟
البته حق داشتی و داری چون خیلی خوب مینویسی:)
کلا مزه میپرونی ازون آدمای دوست داشتنی

بله بله :)
اگه بری بیو وب ، میبینی بانو جان :) 
سپاس :) 
:) ما اینیم دیگه ! :)
Unknown 96
موفق باشی:))
ممنون عزیزجان :)))
Va hid
سلام خانم کاج برفی

خسته نباشید 

بله خسته کننده است اما واسه اینده ات تو این دو سه سال قبل کنکور باید تلاش کنید تا اینده خودتون رو تضمین کنید!!

خیلی دوست داشتم الان تو سن شما بودم و واسه اینده ام شب و روز می خوندم !!
قدر این لحظات رو بدونید که قطعا می دونید

دلتون شاد
سلام 


سپاس 

این تلاش ها هم همگی دارن نفس نفس میزنن ! وار کنید به ولله ! :دی

انشالله که بتونم به خوبی از این لحظه ها استفاده کنم 

سرتون سلامت :)
ــ یاس ــ
داشتم فکر میکردم تو کل دوران تحصیل ،تو مدرسه نشد یه معلم زبان نرمال داشته باشم:))) چرا همشون یه جورین:))
دقیقا تمام معلم زبانای مدرسه ام یه جورین :)
شانسه ما داریم آخه ؟!
محمد عـــــــرفان
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
وبلاگ زیبایی دارید.
به وبلاگ ما هم سر بزنید و سوالات کامپیوتری خود را از ما بپرسید:
******************
سپاس :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
کوچه ها هوای بارون دارن
پنجره پر شده از مرگ درخت
تو یه روزی یاد من میفتی
هم نفس با آخرین برگ درخت
کافه ها رو پی تو میگردم
صندلی به صندلی میز به میز
تو توو پاییز رسیدی
باید تو رو پس بگیرمت از پاییز
خش خشه برگا رو که میشنوم
فصل خوشبختیه من سر میرسه
جای خالیت منو آتیش میزنه
وقتی تقویم به آذر میرسه


کافه پاییز/جهانبخش

___________________________

برو دورِ دور
تا راهِ برگشتنو گم کنی
کوچه های بن بست
مسیرِ خاطرات مُردست
ببین که جمعه ــَست بینمون
کسی نموند جز آسمون
آسمون
بذار برات ببارمو
ببین چه فصلی دارمو
خاموش بکن ستارمو ...

#مهدی_یراحی
_________________________

اون که میگذره راحت
از هر چی بوده
من نبودم اون تویی !
که شکستم توی این
قاب شکسته
شد یه یکس یهویی ...

#بابک_جهانبخش

________________________
عشق نویسنده ی ماهریه ...
______________________________

* یه نکته * کپی برداری حرام و پیگرد الهی دارد




نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan