✘ کاج برفی ✘

از تـبار ☂پایــیــز ☂ در دلــــ♥ِ زمستــان

چشمانم ...

  • ۲۱:۱۲

می پوشانم آن چشمی را که تو روزی به آن می گفتی اغواگرانه ست

تا مبادا دوباره اغواگرانه ، دیگری را ، بدزدد

دار زدن ...

  • ۱۹:۰۹

حال که حالم از همیشه خراب تر است

چگونه موهایم را با کش دار بزنم ؟؟؟؟

نه مویی برای بستن دارم

و نه کشی برای دار زدن

تو به من بگو

که این حال خرابم را

که بعد از رفتنت به جای گذاشتی را

چگونه درمان کنم ؟؟؟

Valentine Day

  • ۱۴:۴۰

دستان یخی ...

  • ۱۸:۰۷

دستان یخی

بی هوا خاطراتی از خاطرات بایگانی ام را ورق می زنم

و بی هوا یاد آن روز برفی می افتم

آن روز برفی که سرد بود

ولی گرمای عشق گرممان کرده بود

مهم نبود سرد است

مهم این بود که با یکدیگریم

برف بازی کردیم

آدم برفی درست کردیم

گفتم بیا یک یادگاری از خودمان حداقل تا بارش برف بعدی به یادگار بذاریم

قبول کرد

دستکش ها را از دستانم در آورده و مشغول در آوردن دستکش های او شدم

گفت چیکار میکنی

گفتم هیس

با عشق نگاهم کرد و چیزی نگفت

دستانش را با دو دستم گرفتم دستاشو توی برف فرو کردم

یخ کرد و گفت دیوانه

گفتم دیوانه ام کرده ای تا آخر دنیا هم بیخ ریشت هستم

گفت تو من را دیوانه کرده ای

با لجبازی گفتنم نه تو منو دیوانه کرده ای

آخرشم اونم دستامو تو برف فرو کرد

رد دستانمان آن روز در برف ها برای همیشه به یادگار ماند 

دستانی که بعد از رفتنش هرگز گرم نشد 

امشب ...

  • ۲۱:۳۷

امشب

دنیا رو نمی دونم

ولی من

نمادین حرف میزنم

نمادین دست میزنم

نمادین میرقصم

نمادین لبخند می زنم

و نمادین می خندم

امشب و تا پاسی از دقایق ساعت عشق

نمادین هستم

خداروشکر شب ها برای خودم هستم تا بتونم دور از نمادین این شب گریه کنم

دیوونه بازی ...

  • ۱۷:۵۹

عاشق این عکسم

درسته که از نظر شما چیزی از این عکس مشخص نیست ولی این عکس برام سراسر از عشقه

یادمه تو ماشین نشسته بودیم منو عشقم

تصمیم گرفتیم عکس بگیریم

دلم می خواست یکم مسخره بازی دربیارم تا عکس خراب شه

اونم دستمو خوند و افکت عکسو طوری تنظیم کرد که چیز زیادی مشخص نشه

  J و نهایتش شد این عکس

یادش بخیر

J دیوونه بازی هم عالمی دارها J

عقیده ...

  • ۱۵:۱۹

عقایدم برام مهم بود و برای اثباتش هر کاری می کردم ، شده به زور بهشون می قبولوندم که من اشتباه نمی کنم ...

یه مدت گذشت ...

یهسری آدما اومدن تو زندگیم که بهم ثابت کردن عقایدت فقط برای خودته ...

حالا عقایدم برام مهمه ولی فقط برای خودم و کاری برای اثباتش به دیگران نمی کنم ...

دیگه سرم باری اثبات و دعوا درد نمیکنه ...

همیشه کوتاه میام ...

کمو بیش این حرفا رو دوستام یکم بیشتر درک میکنن چون تاحالا کلی با این حالتم موتجه شدن ...

حالا با این اوصاف یکی از دوستام بهم گفت می خوای خاص باشی ...

خب اون اونجوری برداشت کرده ...

اتفاقا ناراحت نشدم که هیچ خیلی خوشحال هم شدم ...

خیلی جالبه ...

چیزای جلب دیگه هم شنیدم از همون فرد و افراد دیگه ...

ولی خب نمی خوام بیانشون کنم ...

ببخشید حوصلتونو سربردم ...

همیشه ...

  • ۱۸:۲۷

بالاخره یه نفر هم عقیده ی من پیدا شد ...

دیالوگ خانم ترانه علیدوستی در قسمت 14 سریال شهرزاد :

همیشه اونجور که ما فکر می کنیم نمیشه ...

بهار یا پاییز ؟؟؟

  • ۱۷:۴۳

بهار یا پاییز ؟؟؟

به خاطر می سپارم  روزی را که بهار بود

بلبل با عشق آواز سر میداد

درختان با عشق شکوفه داده بودند

باران با عشق بعضی از دقایق می بارید تا به معشوقش ثابت کند که هنوز به یاد اوست

بخاطر می سپارم روزی را که به این درخت گرم از عشق تکیه داده بود و پنجره ی روبرویی را دید می زد

پنجره ای که من هر روز آن باز میکردم تا هوایی را که تنفس می کند استشمام کنم

حال پاییز است

پاییزی که با همه ی عشقش تنهاست  

درختی که با همه ی عشقش خزان های رنگ پریده اش را به دست باد می سپارد

و باران به یاد عشقش با درد می بارد

و اینگونه است که غروب هایش از همیشه دلگیر تر است

دیگر کسی نیست که به درخت تکیده از سرما که روزی از عشق گرم بود تکیه دهد

پنجره را می بندم

دیگر دلیلی برای تنفس و استشمام این هوا نمی بینم  

نمی بینم ...

  • ۱۸:۲۳

 

چشمانم دیگر نوری برای دیدن ندارد

همه چیز را در نقطه های رنگی می بینم

جام شراب را به صورتم نزدیک کرده و از آن کمی می نوشم

گلویم میسوزد ولی مهم نیست

عقلم کمی بیشتر در جهالت فرو می رود ولی مهم نیست  

مهم این است که دیگر نمی بینم

نمی بینم اورا ولو روتخت با دیگری

 مهم این است که دیگر نمی فهمم

نمی فهمم معنی خیانت را

بس است دیگر نه ؟؟؟!!!

۱ ۲
کوچه ها هوای بارون دارن
پنجره پر شده از مرگ درخت
تو یه روزی یاد من میفتی
هم نفس با آخرین برگ درخت
کافه ها رو پی تو میگردم
صندلی به صندلی میز به میز
تو توو پاییز رسیدی
باید تو رو پس بگیرمت از پاییز
خش خشه برگا رو که میشنوم
فصل خوشبختیه من سر میرسه
جای خالیت منو آتیش میزنه
وقتی تقویم به آذر میرسه


کافه پاییز/جهانبخش

___________________________

برو دورِ دور
تا راهِ برگشتنو گم کنی
کوچه های بن بست
مسیرِ خاطرات مُردست
ببین که جمعه ــَست بینمون
کسی نموند جز آسمون
آسمون
بذار برات ببارمو
ببین چه فصلی دارمو
خاموش بکن ستارمو ...

#مهدی_یراحی
_________________________

اون که میگذره راحت
از هر چی بوده
من نبودم اون تویی !
که شکستم توی این
قاب شکسته
شد یه یکس یهویی ...

#بابک_جهانبخش

________________________
عشق نویسنده ی ماهریه ...
______________________________

* یه نکته * کپی برداری حرام و پیگرد الهی دارد




نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan